کاش عاشقت نبودم
گوش کن خداوند است آرام میگوید دوستت دارم وتو آن را با تمام وجود حس خواهی کرد
آخه عسیسم دلم گرفته از زمین و زمان خیلی داغونم همیشه زندگی واسم بدترینارو رقم زد نمی دونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوس جونام واسم دعا کنید. برید ادامه مطلب دوس جونا من یه چند روزی نیستم بخشید نمی تونم بیام پیشتون سلامـــــــــــــــــ به همه دوس جونای خوشملمـــــــــــــــــــــ خوفین؟ دماغتون چاقـــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوس جونام امروز امدم در خونهاتــــــــــ تا دعوتتــــــــــــــــ بعلهههههههههههههههههههههههه بفرمایید به ادامه مطلب چند روزه این دل دیوونه همش میگیره بهونه این دل همیشه گریون مثل ابرهای بهاره کی تورو دوست داره قدیه دنیا کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا دنبال جای پاهاته روی شن های قشنگ و خیس دریا بابای قشنگم راحت بخواب که تو دیگه دردی نداری عاشقتم باباجونم طوفان زده ام کاش اینجا بود دوس جونام می خوام با فاتحه ای روح پدرم و شاد کنید
مرد ، دوباره آمد همانجای قدیمی پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم… می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست…اولاش نمی خواستیم بدونیم…با خودمون می گفتیم…عشقمون واسه ی زندگی رویایی کافیه…بچه می خوایم چی کار؟…در واقع خودمونو گول می زدیم… هم من هم اون…هر دومون عاشق بچه بودیم… تا اینکه یه روزعلی نشست رو به رومبل گفت…اگه مشکل از من باشه …تو چی کار می کنی؟…فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم…خیلی سریع بهش گفتم…من حاضرم به خاطر تو رو همه چی خط سیاه بکشم…علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد…گفتم:تو چی؟گفت:من؟
![]()

![]()
![]()
ادامه مطلب
![]()
![]()
ــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــه![]()
ــــــــــــــــــــــــــــون![]()
ون کنم
ههههههههههههههه تفلده عشقمه![]()
![]()
ادامه مطلب
آتیشم میزنه هرشب جای خالیت تو خونه
دل من هواتو داره دیگه طاقت نمی یاره باباجون 



نگو که باید جدا شیم نگو قسمت من و تو رفتنه
بابای عسیسم با رفتنت بد جوری آتیشم زدی مثل دیونه ها شدم
باباجون تو که قول داده بودی این نبود رسم زمونه
بابای ناناسم دلم واست تنگ شده
مثل دیونه ها هر روز منتظرتم ولی تو دیگه نمی یای

ما آتیش گرفتیم ولی تو آروم شدی 
بی تو به هم ریخته تر از باغ
سلام دوس جونام دلم خیلی واسه بابا جونم تنگ شده 

مسی دوستون دارم عسیسانم




![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روی پله های بانک ، توی فرو رفتگی دیوار
یک جایی شبیه دل خودش ،
کارتن را انداخت روی زمین ، دراز کشید ،
کفشهایش را گذاشت زیر سرش ، کیسه را کشید روی تنش ،
دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش ،
خیابان ساکت بود ،
فکرش را برد آن دورها ، کبریت های خاطرش را یکی یکی آتش زد
در پس کورسوی نور شعله های نیمه جان ، خنده ها را میدید و صورت ها را
صورتها مات بود و خنده ها پررنگ ، 
هوا سرد بود ، دستهایش سرد تر ،
مچاله تر شد ، باید زودتر خوابش میبرد
صدای گام هایی آمد و .. رفت ، ![]()
مرد با خودش فکر کرد ، خوب است که کسی از حال دلش خبر ندارد ،
خنده ای تلخ ماسید روی لبهایش ،
اگر کسی می فهمید او هم دلی دارد خیلی بد میشد ، شاید مسخره اش می کردند ،![]()
مرد غرور داشت هنوز ، و عشق هم داشت ،
معشوقه هم داشت ، فاطمه ، دختری که آن روزهای دور به مرد می خندید ،
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : MAHDI |






















.gif)






